رمان سه

رمان سه مرجع دانلود بروزترین رمان های ایرانی و خارجی

دانلود رمان ماهی ها غرق نمیشوند
دانلود رمان قندک
دانلود رمان پنجمین نفر
دانلود رمان جانان
دانلود رمان در چشم من طلوع کن

کانال تلگرام رمان سه

ميزکار

ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دانلود رمان آن شب لعنتی

اين رمان که در ژانر هاي عاشقانه،اجتماعي قرار دارد توسط" هدیه . الف " در 466 صفحه نوشته شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.

قسمتی از رمان :

آرش یه سری توضیحات در مورد اجاق گاز رو میزی که یه مشکلی برای روشن شدن داشت به مونا داد. تو این فاصله لیدا با چهره ای گرفته از کنار پولاد که خیلی خودش رو گرفته بود گذشت و رفت سمت ماشین. درو باز کرد و ساکت ها رو از تو صندوق عقب پایین گذاشت. شرارہ و مدیا و آرشں اومدن بیرون و شرارہ ساک خودشں رو برداشت و آرش خیلی زود ساک روازشں گرفت تا ببرہ تو. لیدا و مدیا با خندہ به شرارہ نگاہ کردن و شرارہ ابروھاش رو بالا انداخت . ليدا و مد یا و شرارہ ھرکدوم ساکی برداشتن و بردن توی ساختمون. آرش به دخترها اتاقک چوبی کوچکی که درست روبه روی ساختمون اصلی و اون طرف جاده ی شنی بود رو نشون داد و گفت: من اونجا رو می گفتم. اگه موافق بودین ما هم بیایم، ما اونجا می موندیم. مونا آب دهنش رو قورت داد و گفت: به هرحال ممنون. پسرها ازشون خداحافظی کردن و بعد از دادن کلیدها رفتن. توی راه پولاد فقط گفت: امن نیست که تنها بمونان.

 

و آرش گفت: خودشون خواستن. به محض رفتن پسرها، دخترها مشغول بررسی دقیق ویلا شدن. اتاق سمت راستی متعلق به مدیا و شراره و سمت چپی به لیدا و مونا شد. مشغول چیدن وسایلشون بودن که شراره درحالیکه یه تاب سفید و یه شلوارک جین خوش رنگ به تنش بود از اتاق خارج شد و گفت: بچه ها بیاین بریم لب ساحلی، میخوام ببینم ساحلش چطوره. مونا نگاهی به شراره کرد و گفت: این جوری میخوای بیای لب ساحلی ؟ شرارہ خندید ولپ راستشں چال افتاد و با شیطنت گفت:آرہ دیگه. آرشں خودش گفت اینجا ساحلش خصوصیه و فقط اونایی که تو این محدوده ویلا دارن می تونن بیان ساحل. الانم که ماه مهره کدوم دیوونهای پا میشه وسط هفته بیاد دریا؟ مونا شونه هاش رو بالا انداخت. کمی بعد چهارتایی از در پشتی ویلا رفتن به سمت ساحلی. همون طور که آرش گفته بود ساحل خصوصی و خلوت بود...

دانلود رمان آن شب لعنتی بصورتPDF

آموزش دانلود :

ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.

 

توجه لطفا در تلگرام عضو شوید

شنبه 20 آبان 1396 - 19:52
تعداد بازديد : 189

بخش نظرات اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب
کل مطالب : 205
کل نظرات : 9
آمار کاربران
افراد آنلاين : 8
تعداد اعضا : 10
آمار بازديد
بازديد امروز : 341
بازديد ديروز : 2,188
ورودي امروز گوگل : 62
ورودي گوگل ديروز : 740
آي پي امروز : 66
آي پي ديروز : 619
بازديد هفته : 5,849
بازديد ماه : 21,210
بازديد سال : 71,068
بازديد کلي : 71,068
اطلاعات شما
آي پي : 54.234.247.118
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز : پنجشنبه 23 آذر 1396

آرشيو