رمان سه

رمان سه مرجع دانلود بروزترین رمان های ایرانی و خارجی

دانلود رمان ماهی ها غرق نمیشوند
دانلود رمان قندک
دانلود رمان پنجمین نفر
دانلود رمان جانان
دانلود رمان در چشم من طلوع کن

کانال تلگرام رمان سه

ميزکار

ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دانلود رمان تومور

اين رمان که در ژانر هاي عاشقانه،اجتماعي قرار دارد توسط" دختر پاییز " در 54 صفحه نوشته شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.

قسمتی از رمان :

بهوش اومدم دید مو که تو یه اتاق سفید رو یه تخت خوابیدم و مامان و بابا و عمو و ماهان بالا سرم وایسادن. وا اینا چشونه چرا قیافه هاشون این شکلیه ؟ نکنه مردم! ای وووووویییی! - مامان من کجام ؟ مامانم فین فینی کرد و گفت: - چیزی... نیست دخترم یه تصادف ساده کردی. دکترا گفتن خطر رفع شده! تصادف ؟ من کی تصادف کردم؟ یه مقدار که به اون فندق توی کله مبارک فشار اوردم همه چیز یادم اومد با یاداوری صحنه تصادف محکم زدم تو کله خودم که درد وحشتناکی تو مغزم پیچید ولی توجهی نکردم و نگاه ترسیدم رو دو ختم به مامانم، مامانم با تعجب و وحشت زده گفت: - مهرگان، خوبی؟ چته چرا میزنی تو سر خودت مامان جان بخیه هاش باز میشه عه!!! بی توجه به دلسوزی های مامانم، بهت زده و ناراحت و مغموم گفتم: - اوراق شد ؟ نابود شد اوای خدا نازنینم، خدایا عروسکم داغون شد وای نه! همه با تعجب زل زده بودن بهم با جیغ جیغ گفتم: - چیه خوو بچه من ترکیده شما میخندین به قران خنده نداره به ولاه خنده نداره، ندارهههه. و بغضم ترکید! ماهان گفت: - بچت؟... ترکید!!! مهرگان خوبی؟ چشم غره ای نثارش کردم که دهنش بسته شد! همش تقصیر این کچله زده عروسکم رو اوراق کرده ایبییییش ! بابام گفت: - مهرگان منظورت چیع؟ -بابا ماشینم، عروسکم، نازنینما بابا یاد ته هرروز میبردمش کارواش بابا یاد ته چقدر دوسش داشتم؟ اوراق شد بابا؟ بدبخت شدم؟ بی ماشین شدم؟ همه از خنده ترکیدن و سرامیکای کف اتاقو گاز میزدن! -اییبیایی خدا یکی جواب منو بده بچم کو؟ کجاست؟ -باباجان ماشینت سالمه، فقط جلوبندیش یکم داغون شده بد که دادم تعمیرگاه درستش کنن! -وای خدایا شکککککرت، مرسی، بوس بوسسسسسس هیییی بابا ا ا؟ - باز چی شد؟ - تا عروسکم درست شه من با چی برم دانشگاه؟ - والا میدونم امنم که صبح زود باید برم شرکت! لب و لوچم اویزون شد! خو و من چیکار کنم ووووی! - من میبرم و میارمت! صدای انکروالصوات ماهان ایکبیری بوداییی همینم مونده با تو برم دانشگاه، هه به همین خیال باش بچه پررو! زل زدم تو چساش و بی تفاوت گفتم: - نمیخوام با تو بیام، مگه زبونم لال زبونم لال سعید مرده که من با تو بیام ایییییش ! ماهان مات و مبهوت مونده بود بدبخت! بابام گفت: - نمیشه که مزاحم سعید بشی...

لینک دانلود به درخواست صاحب اثر حذف گردید

آموزش دانلود :

ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.

 

توجه لطفا در تلگرام عضو شوید

شنبه 20 آبان 1396 - 20:16
تعداد بازديد : 27

بخش نظرات اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب
کل مطالب : 205
کل نظرات : 9
آمار کاربران
افراد آنلاين : 6
تعداد اعضا : 10
آمار بازديد
بازديد امروز : 310
بازديد ديروز : 2,188
ورودي امروز گوگل : 55
ورودي گوگل ديروز : 740
آي پي امروز : 64
آي پي ديروز : 619
بازديد هفته : 5,818
بازديد ماه : 21,179
بازديد سال : 71,037
بازديد کلي : 71,037
اطلاعات شما
آي پي : 54.234.247.118
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز : پنجشنبه 23 آذر 1396

آرشيو